01/12/2025
سلام دوستان و همراهان کافه مهتاب
دوازده سال از شروع کار مهتاب میگذرد؛ حدود چهار هزار روز !!
من و شاهین به همراه خانواده هایمان به صورت تخصصی و حرفه ای وارد ژانری از دنیای غذا و رستوران شدیم که تا آن موقع و حتی الان کسی نشده بود.
شروع یک فعالیت اقتصادی در ایران به خودی خود استرس زا هست چه برسد به این که ایده ای جدید و بکر باشد.
بعد از دوازده سال فهمیدم برای رسیدن به موفقیت دو عامل بسیار مهم است، یکی همراهانت و دیگری تلاش بی وقفه خودت.
من بسیار انسان خوشبختی هستم به خاطر همراهانم.
به خاطر وجود برادر بزرگتر و شریکم شاهین، همسرم، خانواده ام، نیروهای زحمتکش و بی نظیرم و شما دوستان گرامی ام.
پس بی وقفه تلاش کردم، زحمت کشیدم تا بتوانم پس از دوازده سال هنوز با وسواس و دقت روز اول، کرکره کافه رو بالا بکشم و یک روز دیگر میزبان قدمهای شما باشم.
من و مجموعه مهتاب تلاش میکنیم سفره ایی مقابلتان پهن کنیم که در کنار غذایی سالم و خوشمزه، حس و حال خوب و طعم آرامش را نیز بچشید.
تصویر لبخندها، صدای تشویق و نگاه رضایت بخش شما عزیزان، هر روز همچون جان تازه ای کالبد خسته ام را نو میکند.
خستگی شاید برای همه یک واژه آشنای کوچک باشد؛ اما برای من دریایی است از پیش آمدهای عجیب و غریب، استرس های مرگبار، رازهای مگو، حرفهای تلخ ته دلی، بن بست های تصمیم گیری و ...
بیش از یکسال میگذرد اما صدای تلفن هفت صبح : شهریار کافه ات آتیش گرفت! هنوز در گوشم میپیچد، قلبم تیر میکشد، کر می شوم ، انگار مچاله می شوم...
تلخی آن روزها را به تنهایی سر کشیدم، جدالی نابرابر بود که دوام آوردم.
اگر بخواهم در یک جمله خلاصه کنم "خیلی به من سخت گذشته است"
اما هرگز نخواستم با بیان مشکلات، ناملایمتی ها و نامهربانی ها کام همراهانم را تلخ کنم، رسالت خود را در چیز دیگری میدانم نه در نالیدن و درجا زدن.
باید جنگید، با هر ثانیه زندگی، باید کاری کرد تا این صبحانه بر جغرافیای پیرامونش اثر بگذارد.
صبحانه، وعده ای که آغازگر روز همراهانم است و تجربه لحظاتی خوش میتواند تا پایان روز کام آنها را شیرین کند و همچون مسکنی، اثری هرچند موقتی بر روان جامعه بگذارد.
در پایان از شما و همراهی دوازده ساله تان سپاسگذارم، نقص هایم را بهتر از هر کسی میدانم، موانعی دارد که شاید توان برداشتنشان را ندارم.
امید بخدا بتوانم این توان را بدست بیاورم.❤️💫
#صبحانه #آبادان