28/01/2014
قبول نیست ری را
بیا قدم هامان را تا یادگاری درخت شماره کنیم
هر که پیش تر از باران به رویای چشمه رسید
پریچه ی بی جفت آب ها را ببوسد
برود تا پشت بال پروانه
هی خواب خدا و سینه ریز ستاره ببیند
قبول نیست ری را
بیابی خبر از خواب هفت سالگی بر گردیم
غصه هامان گوشه ی گنجه ی بی کلید
مشق هامان نوشته
تقویم تمام مدارس در باد
و عید.... یعنی همیشه ی همین فردا....
صبح علی الطلوع راه خواهیم افتاد
می رویم
اما نه دور تر از نرگس و رویای بی گذر
باد اگر آمد
شناسنامه هامان برای او
باران اگر آمد
چشم هامان برای او
تنها دعا کن کسی لای کتاب کهنه را نگشاید
من از حدیث دیو
و دوری از تو می ترسم.....ری را !