08/08/2026
امروز یکی از سختترین روزهای زندگیمون بود…
این عکسها رو میذاریم، نه برای جلب ترحم، نه برای اینکه از کسی چیزی بخوایم
فقط برای اینکه یادمون بمونه چه روزی رو پشت سر گذاشتیم
این کافه برای ما فقط چند تا میز و صندلی و دیوار و وسایل نبود.
تکهای از زندگیمون بود.
جایی که چند سال براش زحمت کشیدیم، خندیدیم، خسته شدیم، شبها دیر بستیم و صبحها دوباره شروع کردیم
امروز آتیش بخشی از چیزی رو گرفت که با هزار امید ساخته بودیم.
دیدن جایی که با دست خودمون ساختیم و حالا این شکلی شده، چیزی نیست که بشه راحت دربارهش حرف زد
ولی بین تمام این تلخیها، فقط یه چیز رو محکم نگه میداریم؛
ما هنوز اینجاییم.
هنوز کنار همیم.
و تا وقتی خودمون هستیم، شاید دوباره بشه از دل این خاکستر، چیزی ساخت
این عکسها رو نگه میداریم برای روزی که برگردیم و بهشون نگاه کنیم و بگیم:
«یادت میاد از کجا دوباره شروع کردیم؟
یه مدت نیستیم…
اما برمیگردیم؛ قویتر از قبل. 🤍
این پایان دوچرخه نیست، فقط یه مکثه