04/09/2026
با خر بحث مکن
روزی خری به ببر گفت: «علف آبی است.»
ببر پاسخ داد: «نه، علف سبز است.»
گفتوگوی آن دو داغ شد، تا آنکه تصمیم گرفتند نزاع را به داوری شیر، پادشاه جنگل، واگذارند.
چون به حضور شیر رسیدند، خر پیشدستی کرد و فریاد زد:
«اعلیحضرت! آیا درست است که علف آبی است؟»
شیر پاسخ داد: «درست است، علف آبی است.»
خر شادمان شد و گفت:
«این ببر با من مخالفت میکند، مرا آزرده ساخته و آرامشم را برهم زده. از شما میخواهم که او را مجازات کنید.»
شیر حکم صادر کرد:
«ببر به پنج سال سکوت محکوم است.»
خر با خوشی جستوخیزکنان رفت و زیر لب تکرار میکرد: «علف آبی است، علف آبی است.»
اما ببر که حکم را پذیرفته بود، از شیر پرسید:
«ای پادشاه! چرا مرا مجازات کردی؟ مگر نه اینکه علف واقعاً سبز است؟»
شیر پاسخ داد: «در حقیقت، علف سبز است.»
ببر حیران پرسید: «پس چرا مجازاتم کردی؟»
شیر گفت: «مجازاتت هیچ ربطی به رنگ علف ندارد، بلکه برای این است که موجودی باهوش و دلیر چون تو، وقت گرانبهایش را در بحث با خری تلف کند و در پایان، برای چنین موضوعی به نزد من بیاید.»
بدترین اتلاف وقت آن است که با نادانان و متعصبان وارد بحث شوی؛ کسانی که نه حقیقت برایشان اهمیت دارد، نه واقعیت؛ بلکه تنها پیروزی باورهای باطلشان را میطلبند.
هرگز وقتت را در بحثهای بیمعنا هدر مده. برخی انسانها، هرقدر هم دلیل و مدرک بیاوری، توان درک حقیقت را ندارند، و برخی دیگر، بهخاطر غرور، نفرت یا کینه، چشم بر حقیقت بستهاند.
چون نادانی فریاد زند، خرد خاموش میماند. آرامش تو، ارزندهتر از
هر پیروزی بیهوده است.
آیا شما هم گاهی با چنین بحث های مواجه شده اید ؟
@